اصفهان روزی دیگرگون را تجربه کرد؛ روزی که در آن شهر حامل اندوهی سنگین و در عین حال غروری جاودانه شد و پیکر استاد محمود فرشچیان، نگارگر نامآور ایران زمین، بر دوش مردمی که سالها با نگارههای او زیسته و جهان را از دریچه هنرش دیده بودند، آرام آرام از دل اصفهان گذشت تا در خانهی ابدی خود، کنار آرامگاه صائب تبریزی آرام گیرد.
دستها و نگاههای مردم به ویژه دوستداران هنر و فرهنگ ایران، از مقابل هنرستان هنرهای زیبای اصفهان ـ جایی که استاد روزگاری نخستین گامهایش را در نگارگری برداشت ـ پیکر او را بدرقه کردند.
خیابانهای شهید مطهری، شهید بهشتی تا خیابان منتهی به باغ مقبره صائب تبریزی، شاهد حضور مردمی بود که نه تنها استاد هنر ایران، که روایتگر فرهنگ و هویت این مرز و بوم را بر دوش میبردند.
صدای بغض آلود شهر با قدمهای بدرقه کنندگان درآمیخته بود؛ گویی هر درخت کهنسال شهر و هر کاشی فیروزهای اصفهان نیز سر در گریبان اندوه فرو برده است. این حزن و اندوه البته که با تفاخر آمیخته بود و نازیدن به داشتن چنین دردانهای در عالم هنر که از این خطه برخاسته و پس از سالها به آغوش همین خاک بازگشته است.
در این وداع جمعی از مسوولان کشوری، مدیران فرهنگستانها، استادان دانشگاه، شاگردان استاد فرشچیان و برخی چهرههای برجسته فرهنگ و هنر ایران، هم صدا با مردم ایستادند.
آنان آمده بودند تا آخرین صفحهی زندگی استاد را با احترام ورق بزنند و او را به آغوش اصفهان بسپارند؛ همان شهری که سالها الهامبخش او در خلق شاهکارهایی بیبدیل بود.
استاد فرشچیان در وصیت خود با دقت و ظرافتی هنرمندانه و سلیقهای که شایسته نگارگری چون اوست، باغ مقبره صائب را برای خانه ابدی خویش برگزیده بود و چه انتخابی شایستهتر برای هنرمندی که جهان او همواره آمیختهای از شعر، تصویر و ایمان به زیبایی بود.
پیش از تشییع، بنا و ایوان آرامگاه صائب تبریزی با وسواس و ظرافتی همسنگ روح استاد پیراسته شده بود تا همه چیز از جمله ابیات نقشبسته بر کاشیکاریهای آن در غایت زیبایی و آراستگی برای حضور هنرمندی که با نگارههایش عالم هنر را به حیرت واداشته بود، آماده باشد.گویی صائب تبریزی، خود در آن سوی باغ، چشمبهراه همنشینی با نگارگری نشسته بود که توانست خیال ایرانی را بر بوم، جاودانه سازد.
فضای مراسم، آمیزهای از حزن و شوق بود؛ حزنی از وداع با استاد، و شوقی از آن که اصفهان بار دیگر صاحب نگینی جاودانه در دل خاک خویش میشود. مردمی که سالها شاهنامه، رباعیات خیام و روایتهای جاویدان فرهنگ ایرانی را در نگارههای فرشچیان دیده بودند، اکنون او را در باغی رهسپار خانه ابدی میکردند که خود تجسم بهشت ایرانی است.
باغ ایرانی همیشه الهام بخش آفرینشهای هنری هنرمندان و نگارگران این سرزمین بوده و چه خوش که خالق آثاری چون « باغ عدن»، « رقص طبیعت» که باغ بستر الهامشان بوده، در چنین باغ مقبرهای زیبا بیارمد.
اینگونه بود که محمود فرشچیان، نگارگر بیبدیل ایران، پس از عمری خدمت به فرهنگ و هنر این سرزمین در جوار شاعر بلند آوازه ایران، صائب تبریزی، در باغ مقبرهای که یادآور گوشهای از باغ خیالانگیز ایرانیست آرام گرفت تا نام و یادش، همچون نگارههایش، تا همیشه در جان اصفهان و در حافظه تاریخ ایران بدرخشد.
📌این گزارش را در لینک زیر بخوانید:
