💢 فریاد برای نجات اصفهان 

مرگ آبخوان دشت اصفهان می‌تواند پایان کار عروس فلات مرکزی ایران باشد؛ پایان زیست‌پذیری شهری که با نبود زنده‌رود وقوع آن دور نخواهد بود. این فریاد حقیقت است و شاید هم رمز نجات اصفهان، گرچه تاوان سختی داشته باشد. 

قلبم چون بسیاری از عاشقان اصفهان برای این شهر که پاره جان وطن است می‌تپد و اولین باری که با رضا اسلامی درباره پیشروی فرونشست زمین در عمق جسم و جان این شهر گفت و گو کردم، آنچنان قلبم از درد رنج اصفهان فشرده شد که یارای نوشتن گزارش این شرایط اسفناک را نداشتم اما رسالت من و همکارانم آگاهی رسانی و شفاف سازی است و از این رو باید عمق این ماجرا را در تولیدات رسانه‌ای برای استمداد و نجات اصفهان بازنمایی می‌کردم.

فریاد را اما مدیرکل وقت سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی اصفهان می‌زد؛ فریاد برای نجات اصفهان. فریاد برای شهر موزه ای که بارگذاری های خارج از توان زاینده رود، توسعه‌های ناپایدار در صنعت و کشاورزی و برداشت‌های بی‌رویه از آبخوان، آن را بر لبه پرتگاه فرونشست نشانده است.

پیش از این عمق و ابعاد بحران فرونشست زمین در اصفهان شفاف سازی نشده بود اما رضا اسلامی مدیرکل وقت سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی اصفهان معتقد بود این موضوع آینده زیست پذیری اصفهان را به شدت تهدید می‌کند و کتمان آن فقط شرایط را بدتر خواهد کرد؛ نظر کارشناسی او این بود که اگر زاینده رود جریان دائم نداشته باشد، همچنان که کسری آبخوان دشت اصفهان جبران نشود و بر ته مانده‌های ذخایر آب‌های زیرزمینی دست درازی شود، زمان چندانی تا مرگ این آبخوان و پایان زیست پذیری خطه اصفهان نخواهیم داشت؛ شرایطی که اگر بر جان این شهر مستولی شود، جریان زاینده‌رود هم دیگر نخواهد توانست نفس‌های اصفهان را دوباره برگرداند.

پنج سال از فریادهای بی‌مهابای رضا اسلامی گذشته، او دیگر بر کرسی مدیر کلی تکیه ندارد و زاینده رود هم به رغم برخی تلاش‌ها برای تجدید منابع آبی همچون گذشته خشک است. شرایط آبخوان اصفهان بحرانی شده و فرونشست کماکان حیات شهر را تهدید می کند.

اسلامی حالا کمتر با رسانه‌ها صحبت می‌کند اما فریاد خاموش است. به واقع رسانه‌ها و مسوولان از فریادهای او بیدار شدند و حالا همه در یک پیکر، صدای او هستند.

پیشتر بسیار با اسلامی گفت‌وگو کرده‌ بودم و بارها همپای او و هم اندیشانش چون حسین حجتی مدیر وقت دفتر منطقه ای مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی اصفهان و بهرام نادی، متخصص ژئو تکنیک و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی نجف آباد راهی مناطق مختلفی چون بناهای تاریخی اصفهان شده بودم تا به عنوان یک خبرنگار به صورت میدانی عوارض فرونشست را بر پیکر رنجور اصفهان ببینم و به همراه عکاس خوب ایرنا، زهرا باغبان، گزارش‌های چندرسانه ای تهیه کنم.

این بار هم برای گفت و گو با او به ساختمان صنعت، معدن و تجارت اصفهان رفتم. کنج اتاقی در انتهای طبقه سوم، میز و صندلی محقری دارد و مثل همیشه صاف و صادق، به همان صفا و صمیمت گذشته‌اش از من استقبال می‌کند.

بهار به نیمه رسیده اما زبانه‌های گرم تابستان، خودش را در اردیبهشت نشان می‌دهد. اتاق آقای اسلامی گرم است و به پیشنهاد همکار او برای رهیدن از گرمای اتاق و انجام گفت و گو به میز و صندلی کنار پنجره هدایت می‌شویم.
اسلامی روی صندلی همکارش می‌نشیند، یک صندلی بزرگ و راحت درست در مقابل میز و صندلی محقر خودش. دستانش را برهم می‌ پیچاند و با چشمانی که می‌خندد، اشاره به صندلی دارد و می‌گوید: این صندلی را می‌بینید؛ خیلی دوست داشتنی ست و اگر به آن عادت کردی دیگر نمی‌توانی از روی آن بلند شوی. به خاطرش سکوت هم خواهی کرد؛ برای داشتنش باید از قید خیلی چیزها بگذری.

_ شما که آن را واگذار کردید!

بله. من آدم نشستن روی این صندلی نبودم. میدانی کار می‌کردم؛ خیلی کم پیش می‌آمد در اتاقم باشم. همیشه در دشت ها و مناطق مختلف آواره رصد و پایش عوارض فرونشست بودم. خاطرم هست که کسانی به من می‌گفتند تو برای اصفهان جز گریه و پریدن از این شکاف‌ها و فروچاله‌های فرونشستی چه کردی؟! قلبم از این بی‌مهری‌ها آزرده است اما از اینکه گویای حقیقتی خاموش زیر پوست شهر بودم آسوده خاطرم.

📌ادامه گفت‌وگوی صمیمانه من با رضا اسلامی، مدیرکل وقت سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی اصفهان را که بدلیل روشن کردن ابعاد فرونشست اصفهان و عریان کردن واقعیت‌ها از سمتش برکنار و در حقش جفای بسیاری کردند، در لینک زیر بخوانيد:

https://irna.ir/xjTwkX

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *